وکیل حجت اله کریمیان

وکیل پایه یک دادگستری (اصفهان)

تلفن: 03132347458
موبایل: 09137005075

سرور ثانی نژاد

وکیل پایه یک دادگستری (تهران)

موبایل: 09124357415

محمد مهدی زمانی

وکیل پایه یک دادگستری (گیلان)

موبایل: 09123982014

نقی چمانی

وکیل پایه یک دادگستری (زابل)

موبایل: 09120864221

نریمان کازرونی

وکیل پایه یک دادگستری (تهران)

موبایل: 09121340411

آرش ایزدی

وکیل پایه یک دادگستری / تخصص صرفاً در امور بین الملل و داوری تجاری بین الملل (چین-تهران)

موبایل: 09121997255

معصومه قِلیچ

وکیل پایه یک دادگستری (یزد)

موبایل: 09134520800

وکیل ارث

[تعداد: 0   میانگین: 0/5]

وکیل ارث

موجب ارث عبارت از رابطۀ است بین دو نفر که در اثر فوت یکی، دیگری از او قهراً ارث ببرد. رابطۀ مزبور قرابت (خویشاوندی) است. قرابت بر دو قسم است: نسبی و سببی. مادۀ «861» ق. م میگوید: «موجب ارث و امر است: نسب و سبب».

نسب عبارت است از اتصال کسی بوسیلۀ ولادت بدیگری، خواه آنکه نسب منتهی باو شود، مانند پسر نسبت بپدر و یا آنکه نسب آن دو بشخص ثالث منتهی گردد، مانند نسب دو برادر که بپدر منتهی میشود.

بنابراین تعریف نسب بر دو قسم است:

1- نسب بخط مستقیم

و آن عبارت از خویشاوندی است که بوسیلۀ ولادت یکی از دیگری محقق میگردد و بدین جهت آن را عمودی نامند. کسانی که دارای چنین رابطۀ هستند خویشاوندان بخط عمودی یا اقربای عمودی گویند. و آن بر دو قسم است: صعودی و نزولی.

الف- خویشاوندان صعودی

و آنان عبارت از کسانی میباشند که شخص از آنها متولّد شده است، مانند پدر، مادر، جد و جده هر چه بالا رود.
حقوق مدنی (امامی)، ج‌3، ص: 171

ب- خویشاوندان نزولی

و آنان عبارت از کسانی میباشند که از شخص متولّد شده‌اند، مانند اولاد، اولاد اولاد هر چه پائین روند.

2- نسب بخط اطراف

و آن عبارت از خویشاوندی است بین دو نفر که بوسیلۀ ولادت از یک نفر بوجود آمده است، خواه ولادت مزبور بدون واسطه باشد مانند برادر و خواهر، و یا بواسطه مانند پسر برادر، پسر خواهر، دختر عمو و پسر عمه.
کسانی که دارای خویشاوندی بخط اطراف هستند اقربای بخط اطراف نامند.
اشخاص مزبور که خویشاوندی آنان بیک نفر منتهی میشود، گاه آن یک نفر پدر تنها است که آنها را اقربای أبی (پدری) یکدگر گویند، و گاه دیگر مادر تنها است که آنها را اقربای امّی (مادری) یکدگر نامند و گاه پدر و مادر است که آنها را اقربای ابوینی (پدر مادری) یکدیگر گویند. مثلًا چنانچه دو برادر در نظر گرفته شود، گاه خویشاوندی آنان فقط از طرف پدر است و هر یک از آن دو برادر دارای مادر جداگانه هستند که آن دو را برادران أبی گویند. و گاه آن دو برادر از یک مادر میباشند و پدر آنان جدا است که آن دو را برادران امّی نامند. و گاه از یک پدر و مادر هستند که آن دو برادران ابوینی میباشند.
خویشاوندان اعم از آنکه در خط مستقیم باشند و یا در خط اطراف باعتبار نزدیکی بشخص در درجاتی قرار میگیرند. درجه از روی عدۀ نسلها معین میگردد.
مثلًا در قرابت بخط عمودی، پسر نسبت بپدر در درجه اول نزولی، و نوه نسبت بجد در درجۀ دوم نزولی قرار گرفته است، همچنانی که پدر، نسبت به پسرش در درجه اول صعودی و جد نسبت به نوه‌اش در درجۀ دوم صعودی میباشد.
در قرابت بخط اطراف طریق احتساب درجات از کسی که درجه قرابت او با دیگری مورد نظر است آنست که، از او بجامع نسب، بالا رفته و از جامع نسب، پائین آمده تا بدیگری برسد، چنانکه برای بدست آوردن درجۀ قرابت برادر نسبت
به خواهر از برادر بپدر که جامع نسب است یک درجه و از پدر بخواهر درجۀ دیگر محسوب میشود، بنابراین برادر و خواهر در درجۀ دوم یکدیگر قرار دارند.
احتساب قرابت نسبی بطریق مذکور در بالا در ارث مورد نظر قانون مدنی ایران قرار نگرفته است و طبقه‌بندی مخصوص بخود دارد که شرح آن ذیلًا بیان میگردد.

طبقات ارث

قانون مدنی در مادۀ «862» کسانی را که بنسب ارث میبرند باعتبار نزدیکی بمتوفی بسه طبقه تقسیم نموده است.

1- پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد

اولاد شخص بکسانی گفته میشود که از نطفۀ او مستقیم بوجود آید. منظور از اولاد اولاد کسانی هستند که غیر مستقیم از نطفۀ او پیدایش یابند. فرقی نمینماید که اولاد غیر مستقیم از پسر باشد مانند نوۀ پسری یا از دختر باشد مانند نوۀ دختری.

2- اجداد و برادر و خواهر و اولاد آنها

منظور ماده از اجداد، پدر پدر یا پدر مادر و هر چه که بالا رود میباشد. اجداد باعتباری شامل جدات میشود و آنها عبارتند از مادر پدر یا مادر مادر هر چه که بالا رود. ممکن است کلمۀ جدات در ماده اشتباهاً ساقط شده باشد، زیرا استعمال کلمۀ اجداد بطور مجاز در جدات مناسب با روش قانون‌نویسی نمیباشد. چنانچه از مواد دیگر استنباط میشود جدات در ردیف اجداد از طبقه دوم بشمار میروند. منظور ماده از برادر و خواهر اعم از برادر و خواهر ابوینی یا أبی یا امّی میباشد.

3- اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آنها

منظور ماده از اعمام، برادر پدر یا برادر جد پدری شخص است، اعم از آنکه با آنان از یک پدر و مادر یا پدری تنها و یا مادری تنها باشد و همچنین است. منظور ماده از اخوال نسبت بمادر.
عمات عبارتند از خواهر پدر یا خواهر جد پدری، خواه از یک پدر و مادر باشند یا آنکه پدری تنها و یا مادری تنها باشند و همچنین است منظور ماده از خالات نسبت بمادر.
تقسیم اقربای نسبی در ارث بسه طبقه، باعتبار نزدیکی از نظر اجتماعی و محبتی است که شخص بخویشاوندان خود دارد. این امر در افکار اجتماعی مشهود است، زیرا نوعاً شخص بپدر و مادر و اولاد خود که در طبقۀ اول قرار دارند بیش از برادر و خواهر و جد و جده که در طبقۀ دوم هستند علاقه و محبت دارد و همچنین نسبت باینان بیش از عمو و عمه و دائی و خاله علاقه‌مند است. هر طبقه از این طبقات سه‌گانه بترتیب در ارث مقدم بر دیگری است و مادام که فردی از طبقه اول باقی است طبقۀ دوم ارث نمیبرد، همچنانی که هرگاه فردی از طبقۀ دوم موجود باشد از طبقۀ سوم کسی ارث نخواهد برد. این است که ماده «863» ق. م میگوید: «وارثین طبقۀ بعد وقتی ارث میبرند که از وارثین طبقۀ قبل کسی نباشد».
چنانکه مواد بعد تصریح مینمایند، در هر طبقه نیز درجاتی موجود است که درجۀ نزدیکتر در ارث مقدم بر درجۀ دورتر میباشد و با بودن او دیگران ارث نمیبرند.
مثلًا ورثۀ طبقۀ اول که عبارتند از پدر، مادر، اولاد و اولاد اولاد، بدو دسته تقسیم میشوند: دسته اول پدر و مادر، دسته دوم اولاد و اولاد اولاد. دسته اخیر دارای درجاتی است که در طبقۀ خود بعضی مقدم بر بعض دیگر در ارث میباشند، چنانکه اولاد در ردیف اولاد اولاد نیست و مادام که اولاد بلا فصل متوفی موجود هستند اولاد اولاد او ارث نمیبرند. بنابراین اولاد در درجه مقدم بر اولاد اولاد قرار دارد.
همچنین وراث طبقه دوم و سوم دارای درجاتی هستند که بعضی در ارث مقدم بر بعضی دیگرند که شرح آن خواهد آمد.

سبب

سبب عبارت از خویشاوندی است بین دو نفر که در اثر رابطۀ زوجیّت بوجود می‌آید. زوجیت دائم موجب ارث میگردد. مادۀ «940» قانون مدنی: «زوجین که زوجیّت آنها دائمی بوده و ممنوع از ارث نباشند از یکدیگر ارث میبرند».
زوجیّت فقط سبب توارث بین هر یک از زوجین از دیگری میباشد و خویشاوندان یکی از آن دو از دیگری ارث نمیبرد، مثلًا مادر و پدر و برادران یکی از زوجین وارث دیگری نمیباشد. این است که مادۀ «864» ق. م میگوید: «از جمله اشخاصی که بموجب سبب، ارث میبرند هر یک از زوجین است که در حین فوت دیگری زنده باشد».

تذکره در حقوق اسلام کسانی که بموجب سبب، ارث میبرند دو طبقه‌اند: زوجیت و ولاء.

اول- زوجیت

و آن عبارت است از رابطۀ که در اثر نکاح دائم حاصل میگردد.

دوم- ولاء

ولاء بفتح واو، بمعنی نزدیکی است. مراد از ولاء در این مورد رابطۀ است بین شخصی با دیگری بجهتی از جهات غیر از خویشاوندی، که موجب ارث شناخته شده است. ولاء دارای سه مرتبه است:

1- ولاء عتق

و آن رابطه‌ایست بین مولی و بنده، که در اثر آزاد نمودن بنده بوجود می‌آید و موجب ارث بردن مولی از او میشود. رابطۀ مزبور در صورتی حاصل میگردد که مولی در زمان آزاد کردن بنده مسئولیت ضمان جریره او را از خود سلب ننموده باشد.
در این صورت چنانچه بنده آزاد شده وارث نسبی از خود باقی نگذارد و بمیرد مولائی که او را آزاد نموده وارث او خواهد بود و الا هرگاه بنده وارث نسبی داشته باشد ترکه از آن او است. در صورتی که بندۀ مزبور زوجۀ دائمه داشته باشد، زوجه سهم اعلای خود را که ربع باشد میبرد و بقیه بمولی میرسد. در صورتی که مولی در زمان آزاد نمودن بندۀ خود، از ضمان جریرۀ او تبری جوید، وارث بنده آزاد شده نخواهد بود. (زیرا در صورتی که عصبه برای بنده آزاد شده نباشد معتق عاقله است و مسئول دیه خطاء او میباشد و در مقابل آن معتق در صورت نبودن وارث برای بنده آزاد شده از او ارث میبرد).

2- ولاء ضمان جریره

جریره بفتح جیم بمعنی بزه است. ضمان جریره رابطه‌ایست بین کسی با دیگری که در اثر عقد مخصوص بوجود می‌آید و در نتیجۀ آن از یکدیگر ارث میبرند. عقد مزبور آنست که کسی بدیگری بگوید: قرار داد مینمائیم که تو مرا حمایت و کمک کنی و من تو را کمک و حمایت نمایم و تو عاقله من باشی و من عاقله تو باشم و تو از من ارث ببری و من از تو ارث ببرم، و طرف دیگر آن را قبول نماید.
در این صورت ضامن جریره از مضمون خود در صورتی ارث میبرد که مضمون وارث نسبی و آزاد کنندۀ نداشته باشد، زیرا چنانکه بآن اشاره شد ضامن جریره در صورتی ارث میبرد که متوفی وارث نسبی و همچنین در اثر ولاء عتق، مولی وارث او شناخته نشود. در صورتی که متوفی زوجه دائمه از خود باقی گذاشته باشد، او نصیب اعلای خود را که ربع باشد میبرد و بقیه از آن ضامن جریره خواهد بود.

3- ولاء امامت

در صورتی که کسی بدون وارث بمیرد و ولاء عتق و ضامن جریره نیز نداشته باشد، امام علیه السلام چنانچه حاضر باشد وارث شناخته میشود و در صورت غیبت امام علیه السلام مانند عصر کنونی، ترکۀ متوفی بمصرف فقراء و مساکین شهر متوفی میرسد. در صورتی که متوفی زوجه دائمه داشته باشد او ربع ترکه را میبرد. و بقیه از آن امام و در زمان غیبت بمصرف فقراء و مساکین شهر متوفی خواهد رسید.
بعضی از فقها در کتب خود، موجب ارث را سه چیز دانسته‌اند: نسب، سبب و ولاء بنابراین ولاء در ردیف سبب و نسب میباشد و از اقسام سبب محسوب نمیگردد.
از نظر قانون مدنی نحوۀ بیان عبارت مادۀ «864» ق. م که میگوید (از جمله اشخاصی که بموجب سبب ارث میبرند هر یک از زوجین است) مانند آنست که غیر از زوجین کسان دیگری هستند که بموجب سبب ارث میبرند و حال آنکه قانون مدنی نامی از کسان دیگر نبرده است. بنظر میرسد که قانون مدنی برای رعایت حقوق امامیه که اقسام سه‌گانه ولاء را از اسباب ارث میشناسد، ماده را مجمل بیان نموده  است تا دچار اعتراض افکار محیط زمان تصویب قانون مزبور نگردد. نمیتوان بکمک روح قوانین موضوعه و عادات مسلمه ولاء عتق و ولاء ضمان جریره را از اسباب ارث دانست، زیرا با الغاء مالکیّت برده و عدم اجرای احکام کیفری اسلامی موضوعی برای ولاء ضمان عتق و ولاء ضمان جریرة باقی نمیماند. بدین جهت از نظر قضائی نمیتوان سبب دیگری را غیر از زوجیّت از اسباب توارث شناخت، در مورد ولاء امامت قانون مدنی در مادۀ «866» چنانکه شرح آن خواهد آمد میگوید: «در صورت نبودن وارث امر ترکه متوفی راجع بحاکم است» که طبق مادۀ «335» ق امور حسبی ترکه بخزانه دولت داده میشود.